نظر علي الطالقاني
95
كاشف الأسرار ( فارسى )
تنبيه هر چند بديهى نموديم كه عشق و محبت ، غاية الغايات است ، و لكن گمان نكنى كه آنان كه به مقام محبت رسيدهاند مساوى و همدرجهاند . و الّا لازم آيد كه همه انبياء ( ع ) لا اقلّ همدرجه باشند . سرّش اين است كه تفاوت اشخاص به تفاوت معرفت و عمل است . يكى مثلا فى الجمله احسان خدا را فهميده و تصوّر كرده ، محبت پيدا كرده ، يكى عفو او را ، يكى رحيمى و مهربانى او را ، يكى قدرت او را ، يكى علم او را ، و هكذا . و بسا باشد كه جاهل بيچاره محبت پيدا كند و به تجسم خدا معتقد باشد و از براى او مكانى و تخت و تاجى قائل باشد . بلكه مقصود اين است كه محبت بالاترين مقام هر كسى است كلّ على حسبه و كذا به تفاوت معرفت ، تفاوت اعمال است . ببين گذشته از مقام معرفت و توجّه و اخلاص ، كار محمد و آل محمد را كه مىتواند به جا آورد ؟ آن جانفشانى ايشان و آن زهد و صبر و فقر و اخلاق ايشان و آن فدا كردن اهل بيت كه مثل حسين ( ع ) را در راه خدا فدا كردند ؟ آيا كارى كه آن سر حلقه عاشقان كرد كدام پيغمبر اولو العزم را ممكن بود ؟ كو قربانى خليل و قربانى خاتم جليل ( ص ) و قربانى سيد الشهداء روحى له الفداء ؟ الا لعنة اللّه على القوم الظّالمين و سيعلم الّذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون . باب سوّم در صبر و شكر . و در آن دو مطلب است . مطلب اوّل در صبر است . قال اللّه تعالى فى سورة البقرة وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ الى قوله وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ الى قوله أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ . 264 آيات صبر بسيار بسيار است تا به اخبار چه رسد . مقام دوّم سالك بعد از توبه ، صبر است . و صبر مخصوص انسان است . زيرا كه ملائكه را مخالف طبع رخ ندهد تا صبر